همراه با چهارده معصوم-غدیرخم- اسایش
شاهكارهاي ادب فارسي-عدیر خم- عاشورا-امام حسین(ع)

 -جش

در ولادت حضرت سجاد = زین العابدین (ع):

شیعیان زحق بشارت باد          شده میلاد حضرت سجاد    در شب پنجم مه شعبان    شد عیان شمس دین وفخرعباد      از مهین شاهزاده ایران          خسروی در عرب قدم بنهاد    که بووارث رسول مبین    باعث خلق عالم ایجاد    نور چشم حسین ورهبر دین    پشتبان ودبیرعدل و زداد     مرحبا بر حسین ازاین فرزند   فرخا مادری که اورا زاد

متولد شده شهنشاهی     که کند شهر علم را آباد     آنکه با بذل وفضل وجود وسخا    همه ی خلق را کند ارشاد

آنکه همچون علی ولی خدا     رودمان عدو دهد بر باد         آنکه بی تیغ ونیزه وخنجر     دشمنان را شکست روز جهاد

زاده هل اتی علی الانسان       گنج یاسین  صفای عین وصاد    شین . شعبان شکر شکن آمد    که ازاو مژده ولادت داد

عین . شعبان زنور او روشن    ب. زبسم الهش نماید یاد    الف. قامتش عمود الدین   نونش .از،والقلم کند امداد

که چنین رهبری ز(خیر کثیر)    بجهان عرضه کرد ومارا شاد     ناخدایی که کشتی ایمان    زولایش رسد به اوج مراد

بمحبش برات آزادی است    در ممات وصراط وهم میعاد   دلش از نور حق بود روشن    هرکه باشد بحکم او معتاد

روز میلاد آن خجسته سیر    برهمه مومنین مبارک باد      عرض تبریک جمع (نوحه سرا )  بمحبین حضرت سجاد

 (کربلایی) غنی بود دوجهان     هرکه باشد محب آن شه راد----

به نقل از (ازمغان کربلا- نادعلی کربلایی)  - صص 96- 98

جشن دوشهزاده بی نظیر است مژده که میلاد شه ووزیر است

پیک الهی خبرآورده است دختر طاها پسر آورده است

نخل رسالت ثمر آورده است آنکه زحق منجی ودست گیر است

مژده که شد روز ظهور حسین عیان شد از فاطمه نور حسین

شاد ملایک زظهور حسین آنکه به شمس دین مه منیر است

سوم شعبان رخ شه شد پدید بهر بشر رهبر دانا رسید

از پی یاریش زرب مجید رسیده آنکه بر حسین وزیر است

مادراو دختر طاها بود قابله اش مریم ولعیا بود

خادمه اش هاجر وحوا بود آنکه ولیعهد شه قدیر است

آنکه بود خون خدای جهان آنکه بود سرور آزاد گان

آنکه بود فخرهمه شیعیان فیض رسان عالم کبیر است------

چارم شعبان ز پی شاه دین عیان شده زاده ی ام البنین

یاور وغمخوار امام مبین آنکه به سبط مصطفی مشیر است

ز بارگاه شیرحق شد عیان وزیر بی نظیر شاه جهان

پشت وپناه ویار درماندگان که یاور ومشاور ودلیر است

زپشت باب علم خیر البشر عیان شده طلعت شمس وقمر

دو مه جبین دونازنین برادر یکی امیر و آن یکی وزیر است

ماه بنی هاشم وسرداردین باعث افتخار ام البنین

رشته ی با ارزش حبل المتین آنکه به حق یاور ودستگیر است

پرچم دین در کف با قدرتش مات سلاطین همه از شوکتش

در ره ارشاد بشر همتش باب حوائج به شه و فقیر است

قیام شان قیام برپا نمود حق طلبان را همه احیا نمود

زخون پاک این سند امضا نمود که حق همیشه فاتح وکبیر است

ایکه تو آیینه ی کبریایی خون خداوندی و حق نمایی

کن نظری بسوی (کربلایی) که سر سپرده وگدا ی پیر است

صص 90-93-کتاب : ارمغان کربلا -جلد سوم -ناد علی کربلایی-مداح اهلبیت-موسسه مطبوعاتی خزر-تهران---- 

بشارت شيعيان !شد ماه شعبان ماه پیغمبر                       فزون شد بر خلایق لطف وجود خالق اکبر

             

زمین وآسمان وعرش اعظم نورباران شد                         زانوار رخ نور دو چشم ساقی کوثر

عیان گردید در یثرب جمال عالم آرایی                           که جبرئیل امین شد خادمدر بار آن سرور

زلطف قادر قدرت نما  از گلبن عفت                             دوگل گردیده ظاهر  ازبرای حیدر صفدر

یکی در سوم شعبان ، یکی در چارم شعبان                  یکی چون شمس رخشان  ویکی همچون مه انور

یکی فرمانده ی عالم ،وصی احمد خاتم                       یکی یار ومعین وغم خور سلطان بحر وبر

یکی از فاطمه ام الائمه ، دختر طاها                          یکی از حضرت ام البنین همچون دروگوهر

یکی نامش حسین ابن علی فرمانروای دین                 یکی باب الحوائج ، حضرت عباس نام آور

یکی را بوسه زد ختم رسولان بر لب و دندان                یکی رامرتضی دست رسایش بادو چشم تر

برای یاری درماندگان بحرطوفان زا                            بسوی ساحل عزت ، یکی کشتی ، یکی لنگر

دو صدر الدین، دو بدر الدین ، دو یارویاور قر آن              یکی وارث بشهرعلم وآن یک پشتیبان در

دو رخ زیبا ، دو قد طوبا ، قدم بنهاد در عالم                یکی فرمانده ی اعظم ،یکی سردار وسرلشکر

دو جانباز وبرادر ، این وزیر وآن دگر سلطان                  عیان گردیدبریاری حق  ازدو نکو مادر

دو روشنگر ، دو عالی فر ، که بر آنهاخدا بخشد           هزاران {کربلایی}را زرحمت در صف محشر

اثر طبع نادعلی کربلایی -شادروان کربلایی پدر سه شهید -به نقل از شکوفه های انقلاب -جلد دوم -صصص۱۱۴-۱۱۵-انتشارات خزر-تهران ----اسایش----

در ولادت حضرت سجاد = زین العابدین (ع):

شیعیان زحق بشارت باد          شده میلاد حضرت سجاد    در شب پنجم مه شعبان    شد عیان شمس دین وفخرعباد      از مهین شاهزاده ایران          خسروی در عرب قدم بنهاد    که بووارث رسول مبین    باعث خلق عالم ایجاد    نور چشم حسین ورهبر دین    پشتبان ودبیرعدل و زداد     مرحبا بر حسین ازاین فرزند   فرخا مادری که اورا زاد

متولد شده شهنشاهی     که کند شهر علم را آباد     آنکه با بذل وفضل وجود وسخا    همه ی خلق را کند ارشاد

آنکه همچون علی ولی خدا     رودمان عدو دهد بر باد         آنکه بی تیغ ونیزه وخنجر     دشمنان را شکست روز جهاد

زاده هل اتی علی الانسان       گنج یاسین  صفای عین وصاد    شین . شعبان شکر شکن آمد    که ازاو مژده ولادت داد

عین . شعبان زنور او روشن    ب. زبسم الهش نماید یاد    الف. قامتش عمود الدین   نونش .از،والقلم کند امداد

که چنین رهبری ز(خیر کثیر)    بجهان عرضه کرد ومارا شاد     ناخدایی که کشتی ایمان    زولایش رسد به اوج مراد

بمحبش برات آزادی است    در ممات وصراط وهم میعاد   دلش از نور حق بود روشن    هرکه باشد بحکم او معتاد

روز میلاد آن خجسته سیر    برهمه مومنین مبارک باد      عرض تبریک جمع (نوحه سرا )  بمحبین حضرت سجاد

 0کربلایی) غنی بود دوجهان     هرکه باشد محب آن شه راد----

به نقل از (ازمغان کربلا- نادعلی کربلایی)  - صص 96- 98



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 10 ارديبهشت 1396برچسب:-جش در ولادت حضرت سجاد = زین العابدین (ع): شیعیان زحق بشارت باد شده میلاد حضرت سجاد در شب پنجم مه شعبان شد عیان شمس دین وفخرعباد از مهین شاهزاده ایران خسروی در عرب قدم بنهاد که بووارث رسول مبین باعث خلق عالم ایجاد نور چشم حسین ورهبر دین پشتبان ودبیرعدل و زداد مرحبا بر حسین ازاین فرزند فرخا مادری که اورا زاد متولد شده شهنشاهی که کند شهر علم را آباد آنکه با بذل وفضل وجود وسخا همه ی خلق را کند ارشاد آنکه همچون علی ولی خدا رودمان عدو دهد بر باد آنکه بی تیغ ونیزه وخنجر دشمنان را شکست روز جهاد زاده هل اتی علی الانسان گنج یاسین صفای عین وصاد شین , شعبان شکر شکن آمد که ازاو مژده ولادت داد عین , شعبان زنور او روشن ب, زبسم الهش نماید یاد الف, قامتش عمود الدین نونش ,از,والقلم کند امداد که چنین رهبری ز(خیر کثیر) بجهان عرضه کرد ومارا شاد ناخدایی که کشتی ایمان زولایش رسد به اوج مراد بمحبش برات آزادی است در ممات وصراط وهم میعاد دلش از نور حق بود روشن هرکه باشد بحکم او معتاد روز میلاد آن خجسته سیر برهمه مومنین مبارک باد عرض تبریک جمع (نوحه سرا ) بمحبین حضرت سجاد (کربلایی) غنی بود دوجهان هرکه باشد محب آن شه راد---- به نقل از (ازمغان کربلا- نادعلی کربلایی) - صص 96- 98 جشن دوشهزاده بی نظیر است مژده که میلاد شه ووزیر است پیک الهی خبرآورده است دختر طاها پسر آورده است نخل رسالت ثمر آورده است آنکه زحق منجی ودست گیر است مژده که شد روز ظهور حسین عیان شد از فاطمه نور حسین شاد ملایک زظهور حسین آنکه به شمس دین مه منیر است سوم شعبان رخ شه شد پدید بهر بشر رهبر دانا رسید از پی یاریش زرب مجید رسیده آنکه بر حسین وزیر است مادراو دختر طاها بود قابله اش مریم ولعیا بود خادمه اش هاجر وحوا بود آنکه ولیعهد شه قدیر است آنکه بود خون خدای جهان آنکه بود سرور آزاد گان آنکه بود فخرهمه شیعیان فیض رسان عالم کبیر است------ چارم شعبان ز پی شاه دین عیان شده زاده ی ام البنین یاور وغمخوار امام مبین آنکه به سبط مصطفی مشیر است ز بارگاه شیرحق شد عیان وزیر بی نظیر شاه جهان پشت وپناه ویار درماندگان که یاور ومشاور ودلیر است زپشت باب علم خیر البشر عیان شده طلعت شمس وقمر دو مه جبین دونازنین برادر یکی امیر و آن یکی وزیر است ماه بنی هاشم وسرداردین باعث افتخار ام البنین رشته ی با ارزش حبل المتین آنکه به حق یاور ودستگیر است پرچم دین در کف با قدرتش مات سلاطین همه از شوکتش در ره ارشاد بشر همتش باب حوائج به شه و فقیر است قیام شان قیام برپا نمود حق طلبان را همه احیا نمود زخون پاک این سند امضا نمود که حق همیشه فاتح وکبیر است ایکه تو آیینه ی کبریایی خون خداوندی و حق نمایی کن نظری بسوی (کربلایی) که سر سپرده وگدا ی پیر است صص 90-93-کتاب : ارمغان کربلا -جلد سوم -ناد علی کربلایی-مداح اهلبیت-موسسه مطبوعاتی خزر-تهران---- بشارت شيعيان !شد ماه شعبان ماه پیغمبر فزون شد بر خلایق لطف وجود خالق اکبر زمین وآسمان وعرش اعظم نورباران شد زانوار رخ نور دو چشم ساقی کوثر عیان گردید در یثرب جمال عالم آرایی که جبرئیل امین شد خادمدر بار آن سرور زلطف قادر قدرت نما از گلبن عفت دوگل گردیده ظاهر ازبرای حیدر صفدر یکی در سوم شعبان , یکی در چارم شعبان یکی چون شمس رخشان ویکی همچون مه انور یکی فرمانده ی عالم ,وصی احمد خاتم یکی یار ومعین وغم خور سلطان بحر وبر یکی از فاطمه ام الائمه , دختر طاها یکی از حضرت ام البنین همچون دروگوهر یکی نامش حسین ابن علی فرمانروای دین یکی باب الحوائج , حضرت عباس نام آور یکی را بوسه زد ختم رسولان بر لب و دندان یکی رامرتضی دست رسایش بادو چشم تر برای یاری درماندگان بحرطوفان زا بسوی ساحل عزت , یکی کشتی , یکی لنگر دو صدر الدین, دو بدر الدین , دو یارویاور قر آن یکی وارث بشهرعلم وآن یک پشتیبان در دو رخ زیبا , دو قد طوبا , قدم بنهاد در عالم یکی فرمانده ی اعظم ,یکی سردار وسرلشکر دو جانباز وبرادر , این وزیر وآن دگر سلطان عیان گردیدبریاری حق ازدو نکو مادر دو روشنگر , دو عالی فر , که بر آنهاخدا بخشد هزاران {کربلایی}را زرحمت در صف محشر اثر طبع نادعلی کربلایی -شادروان کربلایی پدر سه شهید -به نقل از شکوفه های انقلاب -جلد دوم -صصص۱۱۴-۱۱۵-انتشارات خزر-تهران ----اسایش---- در ولادت حضرت سجاد = زین العابدین (ع): شیعیان زحق بشارت باد شده میلاد حضرت سجاد در شب پنجم مه شعبان شد عیان شمس دین وفخرعباد از مهین شاهزاده ایران خسروی در عرب قدم بنهاد که بووارث رسول مبین باعث خلق عالم ایجاد نور چشم حسین ورهبر دین پشتبان ودبیرعدل و زداد مرحبا بر حسین ازاین فرزند فرخا مادری که اورا زاد متولد شده شهنشاهی که کند شهر علم را آباد آنکه با بذل وفضل وجود وسخا همه ی خلق را کند ارشاد آنکه همچون علی ولی خدا رودمان عدو دهد بر باد آنکه بی تیغ ونیزه وخنجر دشمنان را شکست روز جهاد زاده هل اتی علی الانسان گنج یاسین صفای عین وصاد شین , شعبان شکر شکن آمد که ازاو مژده ولادت داد عین , شعبان زنور او روشن ب, زبسم الهش نماید یاد الف, قامتش عمود الدین نونش ,از,والقلم کند امداد که چنین رهبری ز(خیر کثیر) بجهان عرضه کرد ومارا شاد ناخدایی که کشتی ایمان زولایش رسد به اوج مراد بمحبش برات آزادی است در ممات وصراط وهم میعاد دلش از نور حق بود روشن هرکه باشد بحکم او معتاد روز میلاد آن خجسته سیر برهمه مومنین مبارک باد عرض تبریک جمع (نوحه سرا ) بمحبین حضرت سجاد 0کربلایی) غنی بود دوجهان هرکه باشد محب آن شه راد---- به نقل از (ازمغان کربلا- نادعلی کربلایی) - صص 96- 98, توسط محمد حسن اسایش

 ---البشارت که عيان مهر فروزان آمد        ظاهر از پرده ي عصمت رخ جانان آمد

سر زد ازبرج نبوت مه رخشنده ي دين    روشن از نور رخش عالم امکان آمد

دختر ختم رسل هادي کل ،شاه سبل    از پسرده عيان چون مه کنعان آمد

دسته دسته ملک از عالم بالا بزمين         بهر ديدار رخش خرم وخندان آمد

عزت وفضل وشرافت بنگر زامر خدا     سوي زهرا زجنان حوري وغلمان آمد

ساره وآسيه ومريم وکلثوم زبهشت    از پي خدمت آن زهره ي تابان آمد

آنچنان نور رخ دخت نبي جلوه نمود       که قصور همه ي مکه نمايان آمد

نه همين مکه منور شده از طلعت او      زسما ـابسمک يکسره رخشان آمد

شده از مکه همان نور نمايان که بطور     سالهادر طلبش موسي عمران آمد

بهر اين نور که در صلب خليل الله بود       نارنمرود به يک لحظهگلستان آمد

گر نبردي بزبان نوح نبي نامش را        کي نجات از يم وگرداب وزطوفان آمد

يوسف مصر گراين نام نخواندي بزبان    کينجاتش زچه وگوشه ي زندان آمد

چون نيايد زازل تابه ابد همتايش         همسرش شير خدا حامي قر آن امد

زين دودرياي فضيلت که بهم شد واصل   خارخ از ايندو نکو لولوء و مرجان آمد

نه همين ام ابيها نبي اش خوانده زحق     ام فضل ،ام کتاب ، ام امامان آمد 

شب مولود مهين دخت نبي فاطمه شد  عرش پرنور شد وفرش چراغان آمد

تاکه تبريگ بگويد بجهان شيعه        {کربلايي} زسوي نوحه سرايان آمد 

 

اثر طبع شاد روان نادعلي کربلايي-پدر سه شهيد -به نقل ازارمغان کربلا کتاب سوم -ص63-64--انتشارات خزر -بوذرجمهري سابق (15خردادفعلي)-محمد حسن اسایش--آمد شب میلاد علی شمس خراسان فرزند نبی ،رهبردین،حامی قرآن ده مژده که امشب شده عالم همه گلشن زاین شمس ضحا کشور ایمان شده روشن ای نور خداوند تبارک به تو احسن کز مقدم تو گشته فزون رونق ایران شددر شب میلادی آن سید ورهبر از سجده به شکرانه حق موسی جعفر اندر بر معبود بدی او بزمین سر زاین نعمت والا گهر خالق سبحان شمسی که ازاو می نگرم نور خدا را اندر طلبش گردش این ارض وسمارا هرزنده دلی برده سویش دست دعا را اوحجت حق است ومدکار ضعیفان خرم به جنان فاطمه وحیدر کرار لبخند زند بر رخشان احمد مختار این مژده به حیدر رسد از جانب دلدار کز نسل تو آمد بجهان خسرو خوبان فوج ملک وخیل رسل مدح سرایند بادسته گلی سوی نبی رو بنمایند تبریک کنان اذن بگیرند وبیایند از بهر زیارت بزمین خرم وخندان آمد بجهان آنکه جهان آمده بهرش جن وملک وحور وجنان آمده بهرش شمس وقمر وکون ومکان آمده بهرش آن رهبر ارزنده وروشنگر انسان هم ثامن وهم ضامن وهم حجت دین است هم رهبر وهم سرور وهم یار ومعین است ازسوی خدا بر همه آیات مبین است از نور رخش خلق شده حوری وغلمان مردم همه مشتاق بفردوس برینند تا آنکه در آنجا رخ زیبای تو بینند افسوس اگر ماه جمال تو نبینند درروز جزا ای پسرختم رسولان ای خسرو خوبان تو غریب الغربایی وی حجت یزدان تو معین الضعفایی چون مور ضعیفی بدرت (کرببلایی) ران ملخ آورده به دربار سلیمان بنقل از :شکوفه های غم -اثر طبع ناد علی کربلایی-صص۳۱۱-۳۱۲ -انتشارات خزر ---



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 اسفند 1395برچسب:در ولادت دخت دسول الله -در ولادت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها), توسط محمد حسن اسایش

بار الها در غریبی بیکس وبی یاورم          محرم رازم بود این سینه ی پر آذرم

زهر مامون ستمگر رشته ی عمرم گسیخت   روز روشن تیره شد در پیش چشمان ترم

زندگی جز رنج ودرد وغم برای من نبود      می روم از این جهان اکنون به پیش مادرم

من شدم راحت زدست دشمن بیدادگر          وای بر حال دل اهل وعیال وخواهرم

آنچنان زهر جفا کرده براعضایم اثر           بسته راه ناله ی جانسوز رادر حنجرم

من پی ترویج قرآن آمدم دراین سفر          جان سپارم در ره دین همچو جد اطهرم

نور چشمانم تقی تعجیل کن بر دیدنم          این دم آخر جمال دلربایت بنگرم

دوست دارم این دم آخر ببینم روی تو          روی زانو لحظه ای گیریدراین غربت سرم

من غریبانه سپارم جان ولی دروقت مرگ       یاد دشت کربلاوزاده ی پیغمبرم

هر زمان خواهم بنوشم  آب سرد خوشگوار      از حسین وکودکان تشنه لب یاد آورم

چون ببینم روی فرزندعزیز بیکسم            یادعاشورا وجسم غرقه خون اکبرم

گفت با آن لشکر خونخوار سبط مصطفی      از عطش جان می دهد بر روی دستم اصغرم

(کربلایی) مرگ باعزت به از ذلت بود       این بود درسی برای آنکه دارد باورم

----به نقل ازشکوفه های غم -جلد اول -صص316-317-ا-نادعلی کربلایی -انتشارات خزر-تهران---زهر سوزان -حضرت امام رضا  ----------

از شرارزهر سوزان یا علی موسی الرضا       کشته گشتی در خراسان یا علی موسی الرضا

بر حریمت امر گریه داده ای ای شاه دین        جملگی بودند گریان یا علی موسی الرضا

کرد تبعیدت چو مامون ستمکار لعین            خون دل خوردی به دوران یا علی موسی الرضا

از نماز فطر مامون منع کردی چون ترا        شد دلت زآن غصه نالان یا علی موسی الرضا

در غریبی مانده ای بی یار ای سلطان دین      زاین جفا هستم در افغان یا علی موسی الرضا

ریخت مامون زهر قتاله به کام اقدست         گشته ای زآن زهر بی جان یا علی موسی الرضا

چون گزیده مار در حجره بپیچیدی بخویش      هر زمان نالان وگریان یا علی موسی الرضا

از مدینه خودتقی آمد چواندر شهر طوس      در برت آن نورتابان یا علی موسی الرضا

سر نهادی برسر زانوی فرزندت جواد         ازشرارزهر سوزان یا علی موسی الرضا

گاه جان دادن سرت بودی به دامان پسر        ای خدیو ملک ایمان یا علی موسی الرضا

لیک معصومه نبودی خواهرت ، کاندرغمت     او کند گیسو پریشان یا علی موسی الرضا

همچنان(آهی) بگو در روز وشب با خون دل    ای پناه بیپناهان یا علی موسی الرضا

--نقل از: دیوان آهی -جلد دوم-ص 210-211 -علی آهی -انتشارات خزر -تهران ---

 



ادامه مطلب...

صفحه قبل 1 صفحه بعد